درباره نویسنده
منتظرالمهدی

به خدا قسم که خدا نزدیک است... نزدیکتر از رگ گردن،و چقدر مسیر خدا کوتاه است!چقدر ساده است! کافی است که یک قدم به سمت خدا برداری،تا او به سویت بدود. ولی ما همان یک قدم را هم برنمی داریم،سرجایمان ایستاده ایم و توقع داریم که خدا همه کار برایمان بکند. می کند...اما دنبال بهانه می گردد.دنبال کوچکترین بهانه...وما این بهانه کوچک را هم از خدا دریغ می کنیم... ((اگر کسی حلاوت مهر او را بچشد، محال است به ذائقه اش مجال هرزگی دهد)) . . . آی دی اینستاگرام:mahla75em

مطالب پیشین
آرشیو مطالب
صفحات اختصاصی
لوگوی دوستان
امکانات دیگر


عمارنامه : نجوای دیجیتال بصیرت با دیدگان شما AmmarName.ir
پیج رنک گوگل
MeLoDiC


ابر برچسب ها
رنگ که گرفتی...     

رنگ که گرفتی...

پُررنگ که شدی

یادت می‌رود که خاک رنگی ندارد؛

که آب بی‌رنگ است

و همه‌ی تو از آب و خاک

یادت می‌رود که همین رنگ‌ها

فرصت انعکاس آسمان را

از روحت می‌گیرند

که خودت را

لابه‌لای هزاران حرف و اسم و حدیث

گم می‌کنی

که هر جا می‌رسی

رنگ‌ها را پس می‌زنی

و دنبال دلت می‌گردی

که دلت را بر‌می‌داری

و می‌زنی به آب

به خاک

به آتش…

تا رنگ‌ها بروند و

تو بمانی و دلت

دلت که تشنه است

تشنه‌ی یک قطره باران…

عشق نوشت:دلم پر است...پرپرپر؛

آنفدر که گاهی اضافه اش از گوشه ی چشمانم میریزد..

پ.ن:عکس بالایی تابلوی رنگ روغنه،روی بوم،تابستون سال 91 کشیدم...



عشق خدا   , عشق من   , نقاشی های من!!  

وادی آرامش     

هروقت دلم پرمیشه و  بغض دارم و میرسم به حد انفجار!!!

هروقت عهدایی رو که بستم و میزارم زیرپام...!!

هروقت ازدست خودم وکارام شاکی میشم ودنبال یه بهونه میگردم برای ازنوشروع

کردن...

تنها جایی که آرومم میکنه اینجاست...

تنها جایی که بهم امید دوباره میده اینجاست...مزار شهدای گمنام

اینجا وادی آرامش بخش منه...

 

عشق نوشت:آنان شیران روزند و زاهدان شب

گمنام در زمین اند و مشهور در آسمانها...

شاید از مهدی فاطمه خبری داشته باشند...

راستی"از مهدی(عج) چه خبر؟"!!

درد نوشت:من میترسم...از امشب میترسم؛

ازخوابایی که میبینم میترسم،از فردا میترسم،

از چیزی که قراره اتفاق بیوفته میترسم،از چیزی که قراره اتفاق نیوفته میترسم...

از گذشته میترسم،از آینده میترسم؛ من حتی از خودمم میترسم...

خدایااااا هوامو داری که...؟من حالم اصلا خوش نیستا...



عشق خدا   , عشق من   , شهدا   , یا مهدی(عج)  

همه ما قاسم سلیمانی هستیم...     

خود شما هم که آقای سلیمانی باشید در نظر ما شهیدید؛

شما شهید زنده هستید.

بله،شما هم شهیدید

شما بار ها در میدان جنگ به شهادت رسیدید...

"امام خامنه ای"


عشق نوشت:آغا من موندم تو کف این نگاه سردار!!

اصن عاشق این جور نگاه کردانشونم!تن دشمنو میلرزونه!موافقین عایا؟!

غلط املایی نوشت:آغا=آقا!  اصن=اصلا!  عایا=آیا! و... (فارسی را پاس بداریم!!)



امام خامنه ای   , حاج قاسم   , شهادت  

سلامتی دختر جماعت!!     

از اون دخترا که وقتی تو خیابون تیکه میشنوفن!! لام تا کام حرف نمیزنن!

تا طرف سنگ رو یخ شه!!

سلامتی اون دخترا که وقتی دو تا لات میبینن عوض لبخند چادرشونو محکمتر میگیرن…

سلامتی دخترایی که چادرشون خاکی وگلی وخیس میشه ولی ازسرشونبازنمیشه...

سلامتی دخترایی که سرشون بره چادرشون نمیره...

سلامتی دخترایی که آروم قدم برمیدارن و سنگین که مبادا دل نامحرمی بلرزه…

سلامتی دخترایی که زیباییشونو عرضه نمیکنن به هر کس و ناکسی..

سلامتی دخترایی که از هر کس و ناکسی دل نمیبرن؛

سلامتی دخترایی که بهشون میگن امل ولی …

سرشارفهم ودانایی ان و بازم سکوت میکنن تا مبادا ترک بردارد چینی نازک عفت شون..

وسلامتی دخترایی که میراث زهرا(سلام الله) رو خوب حفظ کردن...

منبع:chadoriha.ir

عشق نوشت: “بگذار تنها برایت بگویم که سرخی خون ما به پای سیاهی حجاب خواهران مسلمان ریخته شده….مبادا سرخی خونمان رنگ ببازد….”



حجاب   , شهدا  

چند روز دیگر به جنگ میروم!!!
باور نمیکنی؟!!ببین...
چادرم را شسته و تا کرده ام،کیفم را هم آماده کرده ام و گذاشتمشان کنار تخت؛
هراز گاهی نگاهشان میکنم و دلم شور میزند؛
اما تا چشمم به عکس "فرمانده" میخورد آرام میشوم...
"قربان آن نگاه محکم و مهربانت شوم رهبرم."
.
.
این جنگ با جنگی که خیال میکنی فرق هایی دارد!!
خطرناک تر است...
زن و مرد نمیشناسد!
باید عاشق باشی تا سربلندبیرون بیایی..
من تفنگ ندارم!عوضش خودکار و دفتر و کتابهایم را در کیفم گذاشته ام!!....
سلاح جدید هم دارم!
قلم مو و رنگ روغن و پالت و...قرار است دفاعم را ترسیم کنم برروی بوم
تا شاید اینگونه عده ای با چشمشان ببینند و باور کنند عشق را،
نه عشقی که آن ها میشناسند،
نه...
یک عشق واقعی...!یک عشق الهی؛
با همسنگرانم قرارگذاشته ایم که صبح روز آغاز جنگ نماز را بخوانیم؛
چادر را بر سر کنیم و زیر لب زمزمه کنیم آیه ی "و کفی بالله وکیلا" را،
وخداوند برای تکیه گاه بودن کافیست..
.
.
خداکند که ترکش نخورم از عده ای بیفکر...
اما نه...!
غمی نیست!
"طومار بردباری ام بلندتر میشود!!"
 
 
 
پ.ن:بالاخره شنبه کلاسای دانشگاه شروع میشه!دعا کنید از جنگ سربلند بیرون بیام!!
عشق نوشت:"خدایا..
دلم، روحم، جانم، دست توست..
در این آشفته بازار، زندگی ام نزد توست
تویی و من..
هوایم را داشته باش!!



عشق خدا   , امام خامنه ای   , جنگ نرم  

به عشق مادر     

مادر جانم...

تو ببخشا اگر صورت من نیلی نیست...

پلک سالم دارم...

بازو و پهلوی من بی درد است...

لیک چشمانم اگر بهر تو گریان نشود؛

نامرد است...

پ.ن:این اولین کار با گواش منه...دو سه سال پیش ،وقتی دوم دبیرستان بودم معلم

مبانی هنر هایتجسمیمون برا نمره ی ترم اول قبل از این که چیزی بهمون یاد بده گفت

یه طرح از آرشیوی که رو میز گذاشته انتخاب کنیم  و با گواش بکشیم!!یادمه اون موقع

ایام فاطمیه بود و منم تا این طرحو دیدم یاد در چوبی و...افتادم و سریع اینو انتخاب

کردم!!معلممونم هی میگت این سخته و نمیتونی بکشی و نمرت کم میشه و...از اینجور

حرفا!!! و از اونجایی که بنده خیلی خود کفا و خود رای تشریف دارم زیر باز حرفاش نرفتم و گفتم میتونم بکشم!!!ولی چشمتون روز بد نبینه!!پدر جدم در اومد تا تونستم بکشمش!!به معلم که نشون دادم باورش نمیشد که من کشیدم!

 

عشق نوشت:مادر دو بخش دارد،ما و در؛

وقصه یتیمی ما از پشت در شروع میشود...



عشق من   , یا زهرا(س)   , نقاشی های من!!