درباره نویسنده
منتظرالمهدی

به خدا قسم که خدا نزدیک است... نزدیکتر از رگ گردن،و چقدر مسیر خدا کوتاه است!چقدر ساده است! کافی است که یک قدم به سمت خدا برداری،تا او به سویت بدود. ولی ما همان یک قدم را هم برنمی داریم،سرجایمان ایستاده ایم و توقع داریم که خدا همه کار برایمان بکند. می کند...اما دنبال بهانه می گردد.دنبال کوچکترین بهانه...وما این بهانه کوچک را هم از خدا دریغ می کنیم... ((اگر کسی حلاوت مهر او را بچشد، محال است به ذائقه اش مجال هرزگی دهد)) . . . آی دی اینستاگرام:mahla75em

مطالب پیشین
آرشیو مطالب
صفحات اختصاصی
لوگوی دوستان
امکانات دیگر


عمارنامه : نجوای دیجیتال بصیرت با دیدگان شما AmmarName.ir
پیج رنک گوگل
MeLoDiC


ابر برچسب ها
نحن صامدون حتی آخر نفس...     

دیروز یک همایشی دعوت بودیم،مراسم اختتامیه ی فیلمنامه نویسی باب رحمت،که

باچند نفر از دوستان رفتیم؛ اکثر هنرمندهای شهرمان از بازیگر و کارگردان گرفته تا

خطاط و نقاش و غیره هم حضور داشتند و از پایتخت چند فیلمنامه نویس و کارگردان وبازیگر ازجمله آقای پرویز پرستویی تشریف آورده بودند وهمینطورآقای ایوبیمعاون وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و رئیس سازمان سینمایی ایران...و یک کارگردان برجسته از کشورمصر!!!خلاصه اینکه جمعمان جمع بود...!!ولی یکی از آقایان فیلمنامه نویس که اسمشان دقیق یادم نیست و اصلا مهم هم نیست!!تقریبا وسط های همایش کل جو را بهم ریختند با سخنان شیرینشان...!!! و اول صحبتشان گفتند "بعضی ها خودشون رو نطام میدونند و فکر میکنند که هرچی بگن به نفع نظامه و هرچی خلاف میلشونه ضد نطام!!!"و الی آخر که با دست و سوت و جیغ جوان هایی با قیافه های عجق وجق و آنچنانی که پشت سرما ایستاده بودند  مواجه شدند!!!حرفم این ها نیست حرفم این است که من تازه به غربت بیش از پیش اقا طی این دولت پی بردم،این که یک نفر از آن همه مسئولی که ردیف اول و دوم سالن را پر کرده بودند بلند نشد تا...و همینطور آقای ایوبی که سر و ته صحبت 5.6دقیقه ای شان را با خواندن شعر به هم آوردند.خیلی شده که  در اینجور همایش ها شرکت کرده ام ولی ایندفعه آقا خیلی غریب بودندجوری که نه اشاره ای به سخنان آفا شد و نه...بر عکس مورد تمسخر هم...خدا به خیر کند عاقبتمان را؛

عشق نوشت:آقا جانم؛ایستاده ایم تا آخرین نفس

"نحن صامدون حتی آخر نفس..."




امام خامنه ای   , جنگ نرم  

همه ما قاسم سلیمانی هستیم...     

خود شما هم که آقای سلیمانی باشید در نظر ما شهیدید؛

شما شهید زنده هستید.

بله،شما هم شهیدید

شما بار ها در میدان جنگ به شهادت رسیدید...

"امام خامنه ای"

تولدت مبارک حاجی جان...!(20اسفند)


پ.ن:آغا من موندم تو کف این نگاه سردار!!

اصن عاشق این جور نگاه کردناشونم!تن دشمنو میلرزونه!موافقین عایا؟!

غلط املایی نوشت:آغا=آقا!  اصن=اصلا!  عایا=آیا! و... (فارسی را پاس بداریم!!)

 



امام خامنه ای   , حاج قاسم   , شهادت  

یاعلی جان مقتدای من تویی...(پست ثابت)     

 

تا آخر ایستاده ایم  



امام خامنه ای  

چند روز دیگر به جنگ میروم!!!
باور نمیکنی؟!!ببین...
چادرم را شسته و تا کرده ام،کیفم را هم آماده کرده ام و گذاشتمشان کنار تخت؛
هراز گاهی نگاهشان میکنم و دلم شور میزند؛
اما تا چشمم به عکس "فرمانده" میخورد آرام میشوم...
"قربان آن نگاه محکم و مهربانت شوم رهبرم."
.
.
این جنگ با جنگی که خیال میکنی فرق هایی دارد!!
خطرناک تر است...
زن و مرد نمیشناسد!
باید عاشق باشی تا سربلندبیرون بیایی..
من تفنگ ندارم!عوضش خودکار و دفتر و کتابهایم را در کیفم گذاشته ام!!....
سلاح جدید هم دارم!
قلم مو و رنگ روغن و پالت و...قرار است دفاعم را ترسیم کنم برروی بوم
تا شاید اینگونه عده ای با چشمشان ببینند و باور کنند عشق را،
نه عشقی که آن ها میشناسند،
نه...
یک عشق واقعی...!یک عشق الهی؛
با همسنگرانم قرارگذاشته ایم که صبح روز آغاز جنگ نماز را بخوانیم؛
چادر را بر سر کنیم و زیر لب زمزمه کنیم آیه ی "و کفی بالله وکیلا" را،
وخداوند برای تکیه گاه بودن کافیست..
.
.
خداکند که ترکش نخورم از عده ای بیفکر...
اما نه...!
غمی نیست!
"طومار بردباری ام بلندتر میشود!!"
 
 
 
پ.ن:بالاخره شنبه کلاسای دانشگاه شروع میشه!دعا کنید از جنگ سربلند بیرون بیام!!
عشق نوشت:"خدایا..
دلم، روحم، جانم، دست توست..
در این آشفته بازار، زندگی ام نزد توست
تویی و من..
هوایم را داشته باش!!



عشق خدا   , امام خامنه ای   , جنگ نرم  

چند روز دیگر به جنگ میروم!!!
باور نمیکنی؟!!ببین...
چادرم را شسته و تا کرده ام،کیفم را هم آماده کرده ام و گذاشتمشان کنار تخت؛
هراز گاهی نگاهشان میکنم و دلم شور میزند؛
اما تا چشمم به عکس "فرمانده" میخورد آرام میشوم...
"قربان آن نگاه محکم و مهربانت شوم رهبرم."
.
.
این جنگ با جنگی که خیال میکنی فرق هایی دارد!!
خطرناک تر است...
زن و مرد نمیشناسد!
باید عاشق باشی تا سربلندبیرون بیایی..
من تفنگ ندارم!عوضش خودکار و دفتر و کتابهایم را در کیفم گذاشته ام!!....
سلاح جدید هم دارم!
قلم مو و رنگ روغن و پالت و...قرار است دفاعم را ترسیم کنم برروی بوم
تا شاید اینگونه عده ای با چشمشان ببینند و باور کنند عشق را،
نه عشقی که آن ها میشناسند،
نه...
یک عشق واقعی...!یک عشق الهی؛
با همسنگرانم قرارگذاشته ایم که صبح روز آغاز جنگ نماز را بخوانیم؛
چادر را بر سر کنیم و زیر لب زمزمه کنیم آیه ی "و کفی بالله وکیلا" را،
وخداوند برای تکیه گاه بودن کافیست..
.
.
خداکند که ترکش نخورم از عده ای بیفکر...
اما نه...!
غمی نیست!
"طومار بردباری ام بلندتر میشود!!"
 
 
 
پ.ن:بالاخره شنبه کلاسای دانشگاه شروع میشه!دعا کنید از جنگ سربلند بیرون بیام!!
عشق نوشت:"خدایا..
دلم، روحم، جانم، دست توست..
در این آشفته بازار، زندگی ام نزد توست
تویی و من..
هوایم را داشته باش!!



عشق خدا   , امام خامنه ای   , جنگ نرم  

شما که گریه میکنی...     

آقای من

راستش را بخواهی...

هنوز هم نرسیده ام به آنچه تو میخواهی

هنوز هم که هنوز است

تهذیب و تحصیل و ورزشی که توصیه کرده ای را،

کامل نکرده ام در زندگی ام

میدانم بدقولم و بی فکر؛

اما... 

اما یک وقت فکر نکنی که دوستت ندارم؛

باور کن 

تمام چهارستون تنم میلرزد

وقتی میشنوم

تهمت های ناروایی که به شما میزنند...

باور کن آقاجانم

"شما که گریه میکنی...

گریه ام میگیرد"

افسران - تو برای ما کن دعای خیر ...تا خدا دهد هی جزای خیر

عشق نوشت:جسم تو کامل است، ناقص نیست

                                               می‌دهد عطر یک بغل گل یاس

                    دستت اما حکایتی دارد…

                                                   رَحِمَ اللهُ عَمِی العباس!



عشق من   , امام خامنه ای