کفتر چله خونمون ، کفتر خوب و مهربون ، کفتر خوب و باوفا ، شاه همه پرنده ها !

وقتی میری تو آسمون ، نقطه میشی توی هوا نگات به دستای منه ، تنت کجا ؟ دلت

کجا ؟

معلم عزیز من ، گفته یه انشا بنویس از گلهای روی زمین ، تا دل ابرا بنویس ، چی

بنویسم طوقی جون ؟ حرفی نمونده واسمون !

انشا که نیست ، درد دله... حرفهای ساده مشکله...

بنام اون خدایی که واسه همه دنیا نفسه ، کاشکی که فردا نرسه...

شبای هیچ بنده خدا نباشه مثل شب ما ،یه آسمون نگاه کنه تا صبح دعا دعا کنه ،

کاشکی که شب سحر نشه هیچکسی دربدر نشه ، صابخونمون فردا نیاد اساسو تو

کوچه خیس نریزه با داد و بیداد....

 

اگر که نصف شب بابام ، بساطشو جمع بکنه ، یه ذره از اربده هاش سر هممون کم بکنه...

سیلی تو گوشم نزنه ، وقتی که دلخوشیش کمه...

مادربزرگ اگر بازم زیاد برام دعا کنه ، شاید اگر بیشتر از این خدامونو صدا کنه...

اگر که خواهر کوچیکم ، راه بره بازم بی عصا...

طوقی خوب و باوفا ، شاه همه پرنده ها ، قسم به عزت خدا ، میبرمت امام رضا...

معلمم نگاه میکرد به کاشی روی زمین ، با بغض سردی تو صداش

گفت برو بچه جون بشین..

نمره ی بیست ارزونیت...

فقط...

فقط تو انشاتو نخون...

 

 

عشق نوشت:رضاجان عمریست که گوشه نشین محبتم... این گوشه را به وسعت دنیا نمیدهم یا امام الرئوف . . .

 

حدیث نوشت: بهترین زنان آنهایی هستند که خوش خو باشند، مدارا کنند، در

غیاب همسرشان حافظ آبرو و مال او باشند. چنین کسانی کارگزاران خدایند و

کارگزار خدا مأیوس نمی شود.{امام رضا (ع)}

 



امام رضا