درباره نویسنده
منتظرالمهدی

به خدا قسم که خدا نزدیک است... نزدیکتر از رگ گردن،و چقدر مسیر خدا کوتاه است!چقدر ساده است! کافی است که یک قدم به سمت خدا برداری،تا او به سویت بدود. ولی ما همان یک قدم را هم برنمی داریم،سرجایمان ایستاده ایم و توقع داریم که خدا همه کار برایمان بکند. می کند...اما دنبال بهانه می گردد.دنبال کوچکترین بهانه...وما این بهانه کوچک را هم از خدا دریغ می کنیم... ((اگر کسی حلاوت مهر او را بچشد، محال است به ذائقه اش مجال هرزگی دهد)) . . . آی دی اینستاگرام:mahla75em

مطالب پیشین
آرشیو مطالب
صفحات اختصاصی
لوگوی دوستان
امکانات دیگر


عمارنامه : نجوای دیجیتال بصیرت با دیدگان شما AmmarName.ir
پیج رنک گوگل
MeLoDiC


ابر برچسب ها
ای خدا متشکرم!     

 

 

♥•٠·˙
باز هم من زنده ام، آه ای خدا متشکرم!
باز بـاران بر غبــار شیشه ها، 
متشکرم!

باز هم بیداری و خمیازه و صبحی دگر،
دیدن آئینــه و نــور و صـــدا، 
متشکرم!

باز هم یک سفره و یک چای داغ و نان گرم، 
فرصــت دیــدار تـو در این فضــــا،
متشکرم!

بــار دیگر می تــوانم بــو کنم از پنجـــره، 
یـاس خیــس خانه همسایه را،
متشکرم! 

گرچه در این وقتِ پُــر، گهگــاه یـادت می کنم، 
خاطرم جمع است می بخشی مرا، 
متشکرم! 
.
.
.
┘◄ مرحوم حمید مصدق 

عشق نوشت:خدیا ممنووووون به خاطر همه چی...



عشق خدا  

من خدا را دارم...!!     

زندگی میکنم به شیوه ی خودم

با قوانین خودم...!!!!

با باورها وایمان قلبی خودم...

مردم دلشان میخواهد موضوعی برای گفتگو داشته باشند

برایشان فرقی نمیکند چگونه هستم...

هرجور که باشم،باز هم حرفی برای گفتن دارند...!!!

جالب است!

هرجور که باشم باز هم میگویند "ازتو انتظار این تفکر را نداشتیم!!"

تو که عاقل بودی!!!تو که خانوم بودی!!!

تو لیاقتت بیشتر از این حرفهاست!تو لیاقتت دکتر مهندس است...

برای من لیاقت تعیین میکنند!!

همانهایی که روزی افکارم را به سخره میگرفتند...

عشق نوشت:دلم یک حضور مردانه میخواهد!

نه ابنکه فقط مرد باشد.... نه!!

مردانه باشد..

حرفش،قولش،فکرش،نگاهش...

و...قلبش...

آن قدر مردانه که تا بی نهایت به او اعتماد کرد...

پ.ن:دلمان خوش است!!مرد هم مردهای قدیم!!نیشخند



عشق خدا   , عشق من  

دلم خدا میخواهد!!     

دلم کمی خدا میخواهد...

کمی سکوت،کمی آخرت!!

دلم،دل بریدن میخواهد...

کمی اشک،کمی بهت؛کمی آغوش آسمانی..

دلم یک کوچه میخواهد،بی بن بست!!

و یک خدا...

تا کمی با هم قدم بزنیم!!!

فقط همین!!!

پ.ن:حال من خوب است...اما تو باور نکن!!!

عشق نوشت:الهی چقدر زیبا خلق کردی همه چیز را...

ومن برای خلق گوشه ای از زیبایی های تو روی بوم؛تا دو ماه وقت میگذارم!!

و باز هم به ذره ای از زیبایی هایت نمیرسد..!!

تازه درک میکنم آیه ی "فتبارک الله احسن الخالقین "را...



عشق خدا   , نقاشی های من!!  

رنگ که گرفتی...     

رنگ که گرفتی...

پُررنگ که شدی

یادت می‌رود که خاک رنگی ندارد؛

که آب بی‌رنگ است

و همه‌ی تو از آب و خاک

یادت می‌رود که همین رنگ‌ها

فرصت انعکاس آسمان را

از روحت می‌گیرند

که خودت را

لابه‌لای هزاران حرف و اسم و حدیث

گم می‌کنی

که هر جا می‌رسی

رنگ‌ها را پس می‌زنی

و دنبال دلت می‌گردی

که دلت را بر‌می‌داری

و می‌زنی به آب

به خاک

به آتش…

تا رنگ‌ها بروند و

تو بمانی و دلت

دلت که تشنه است

تشنه‌ی یک قطره باران…

عشق نوشت:دلم پر است...پرپرپر؛

آنفدر که گاهی اضافه اش از گوشه ی چشمانم میریزد..

پ.ن:عکس بالایی تابلوی رنگ روغنه،روی بوم،تابستون سال 91 کشیدم...



عشق خدا   , عشق من   , نقاشی های من!!  

چند روز دیگر به جنگ میروم!!!
باور نمیکنی؟!!ببین...
چادرم را شسته و تا کرده ام،کیفم را هم آماده کرده ام و گذاشتمشان کنار تخت؛
هراز گاهی نگاهشان میکنم و دلم شور میزند؛
اما تا چشمم به عکس "فرمانده" میخورد آرام میشوم...
"قربان آن نگاه محکم و مهربانت شوم رهبرم."
.
.
این جنگ با جنگی که خیال میکنی فرق هایی دارد!!
خطرناک تر است...
زن و مرد نمیشناسد!
باید عاشق باشی تا سربلندبیرون بیایی..
من تفنگ ندارم!عوضش خودکار و دفتر و کتابهایم را در کیفم گذاشته ام!!....
سلاح جدید هم دارم!
قلم مو و رنگ روغن و پالت و...قرار است دفاعم را ترسیم کنم برروی بوم
تا شاید اینگونه عده ای با چشمشان ببینند و باور کنند عشق را،
نه عشقی که آن ها میشناسند،
نه...
یک عشق واقعی...!یک عشق الهی؛
با همسنگرانم قرارگذاشته ایم که صبح روز آغاز جنگ نماز را بخوانیم؛
چادر را بر سر کنیم و زیر لب زمزمه کنیم آیه ی "و کفی بالله وکیلا" را،
وخداوند برای تکیه گاه بودن کافیست..
.
.
خداکند که ترکش نخورم از عده ای بیفکر...
اما نه...!
غمی نیست!
"طومار بردباری ام بلندتر میشود!!"
 
 
 
پ.ن:بالاخره شنبه کلاسای دانشگاه شروع میشه!دعا کنید از جنگ سربلند بیرون بیام!!
عشق نوشت:"خدایا..
دلم، روحم، جانم، دست توست..
در این آشفته بازار، زندگی ام نزد توست
تویی و من..
هوایم را داشته باش!!



عشق خدا   , امام خامنه ای   , جنگ نرم  

چند روز دیگر به جنگ میروم!!!
باور نمیکنی؟!!ببین...
چادرم را شسته و تا کرده ام،کیفم را هم آماده کرده ام و گذاشتمشان کنار تخت؛
هراز گاهی نگاهشان میکنم و دلم شور میزند؛
اما تا چشمم به عکس "فرمانده" میخورد آرام میشوم...
"قربان آن نگاه محکم و مهربانت شوم رهبرم."
.
.
این جنگ با جنگی که خیال میکنی فرق هایی دارد!!
خطرناک تر است...
زن و مرد نمیشناسد!
باید عاشق باشی تا سربلندبیرون بیایی..
من تفنگ ندارم!عوضش خودکار و دفتر و کتابهایم را در کیفم گذاشته ام!!....
سلاح جدید هم دارم!
قلم مو و رنگ روغن و پالت و...قرار است دفاعم را ترسیم کنم برروی بوم
تا شاید اینگونه عده ای با چشمشان ببینند و باور کنند عشق را،
نه عشقی که آن ها میشناسند،
نه...
یک عشق واقعی...!یک عشق الهی؛
با همسنگرانم قرارگذاشته ایم که صبح روز آغاز جنگ نماز را بخوانیم؛
چادر را بر سر کنیم و زیر لب زمزمه کنیم آیه ی "و کفی بالله وکیلا" را،
وخداوند برای تکیه گاه بودن کافیست..
.
.
خداکند که ترکش نخورم از عده ای بیفکر...
اما نه...!
غمی نیست!
"طومار بردباری ام بلندتر میشود!!"
 
 
 
پ.ن:بالاخره شنبه کلاسای دانشگاه شروع میشه!دعا کنید از جنگ سربلند بیرون بیام!!
عشق نوشت:"خدایا..
دلم، روحم، جانم، دست توست..
در این آشفته بازار، زندگی ام نزد توست
تویی و من..
هوایم را داشته باش!!



عشق خدا   , امام خامنه ای   , جنگ نرم  

بخدا بیرون هیچ خبری نیست!!     

خدا بعضی از کفتراشو که خیلی دوست داره،بهشون رخصت میده یه چندصباحی برن و سر و گوشی بجنبونن!

چهارتا دون از زباله دون بخورن،صابون صیاد به تنشون بخوره، سنگ بچه هایی زخمی شون بکنه،سوز سرمایی تنشونو بلرزونه و بی پناهی و آوارگی دلشونو بسوزونه که با پوست و رگ و پی شون بفهمن که "بیرون هیچ خبری نیست."

اینا وقتی برمی گردن،دیگه به هیچ قیمتی از بغل خدا جم نمی خورن.

اونایی که نرفتن،ممکنه گاهی حواسشون پرت بیرون بشه ولی اینایی که گشت هاشونو بیرون زدن و اومدن،شیش دنگ حواسشون به خونه و صاحبخونه است.

  

منبع نوشت:کتاب "طوفان دیگری دیگری در راه است" اثر "سید مهدی شجاعی"

 عشق نوشت:در مسلک ما معنی پرواز چنین است

                                                        با "بال شکسته" به هوای تو پریدن...

 



عشق خدا  

نفس های دلت     

به خودت

به قسمت چپ خیره شو...

کمی بالاتر،آری خودش است؛

دلت،قلبت،این عضو فراموش شده...

خوب پیدا کردی!

برو جلو،نترس...!

باید با بدیها و دشمنی ها و کدورت ها مبارزه کنی؛

همه ی آن ها را بیرون بریز...

چقدر زیبا شد!

صدای "نقس های دلت" را میشنوی؟!

گوش کن...

پس از مدت های طولانی دارند نفس راحت میکشند؛

دلت را زنده کردی!

ببین قلبت چقدر منظم می تپد...

دیگر دلهره و نگرانی ندارد!!

 

 

عشق نوشت:خدایا دلم به سان قبله نماست،

وقتی عقربه اش به سمت "تو" می ایستد 

آرام میشوم...

حدیث نوشت: القلب حرم الله لا تسکن فی حرم الله غیر الله...

قلب حرم خداست .در حرم خدا غیر از خدا را ساکن نکن.(امام صادق (ع))



عشق خدا  

وادی آرامش     

هروقت دلم پرمیشه و  بغض دارم و میرسم به حد انفجار!!!

هروقت عهدایی رو که بستم و میزارم زیرپام...!!

هروقت ازدست خودم وکارام شاکی میشم ودنبال یه بهونه میگردم برای ازنوشروع

کردن...

تنها جایی که آرومم میکنه اینجاست...

تنها جایی که بهم امید دوباره میده اینجاست...مزار شهدای گمنام

اینجا وادی آرامش بخش منه...

 

عشق نوشت:آنان شیران روزند و زاهدان شب

گمنام در زمین اند و مشهور در آسمانها...

شاید از مهدی فاطمه خبری داشته باشند...

راستی"از مهدی(عج) چه خبر؟"!!

درد نوشت:من میترسم...از امشب میترسم؛

ازخوابایی که میبینم میترسم،از فردا میترسم،

از چیزی که قراره اتفاق بیوفته میترسم،از چیزی که قراره اتفاق نیوفته میترسم...

از گذشته میترسم،از آینده میترسم؛ من حتی از خودمم میترسم...

خدایااااا هوامو داری که...؟من حالم اصلا خوش نیستا...



عشق خدا   , عشق من   , شهدا   , یا مهدی(عج)  

لیاقت شهادت     

اگر خدا فرمود که لیاقت شهادت ندارد...

بگو:مگر آنچه را که تا به حال داده ای لیاقتش را داشته ام،کدام نعمت تو را من لیاقت

داشته ام که این یکی را داشته باشم...

اصلا مگر تو تا بحال در بذل نعمت هایت به لیاقت من نگاه می کرده ای؟...

 

 

منبع نوشت:داستان کوتاه "دو کبوتر،دوپنجره،یک پرواز" اثر سید مهدی شجاعی

عشق نوشت:من ساحل نیستم،موجم

                               هستم اگر میروم،گر نروم نیستم...

 



شهادت   , عشق خدا   , شهدا  

انسان امروز     

گاه دلیل دلتنگی هایت ریشه ای تر از آن است که تصور میکنی...

گاهی اشک و بغض یک دوست،برای ریشه ی دلتنگی هایت تلنگری

است برای بیدا رشدن تو از خواب ها و تصور هایت...

که گمان میکنی درست است اما در واقع در اشتباه به سرمیبری...

خدا آن قدر مهربان هست که در هر موقعیت و هر شرایط نشانه های دوست

داشتن اش را واضح و آشکار میکند و تو...

ای انسان امروز...در سختی ها و اشک ها باور کن خدایت عاشق توست...

 

 پ ن:این روز ها دلم هوای کربلای ایران رو کرده...بدجوریگریه دعا کنین قسمت بشه و برم...



عشق خدا   , کربلای ایران   , منطقه