درباره نویسنده
منتظرالمهدی

به خدا قسم که خدا نزدیک است... نزدیکتر از رگ گردن،و چقدر مسیر خدا کوتاه است!چقدر ساده است! کافی است که یک قدم به سمت خدا برداری،تا او به سویت بدود. ولی ما همان یک قدم را هم برنمی داریم،سرجایمان ایستاده ایم و توقع داریم که خدا همه کار برایمان بکند. می کند...اما دنبال بهانه می گردد.دنبال کوچکترین بهانه...وما این بهانه کوچک را هم از خدا دریغ می کنیم... ((اگر کسی حلاوت مهر او را بچشد، محال است به ذائقه اش مجال هرزگی دهد)) . . . آی دی اینستاگرام:mahla75em

مطالب پیشین
آرشیو مطالب
صفحات اختصاصی
لوگوی دوستان
امکانات دیگر


عمارنامه : نجوای دیجیتال بصیرت با دیدگان شما AmmarName.ir
پیج رنک گوگل
MeLoDiC


ابر برچسب ها
چشم ها همه چیز را فاش میکنند!!     

من برای بیرون ریختن غصه هایم؛

از دار دنیا،یک جفت چشم دارم و یک زبان...

اما هیچوقت این بغض لعنتی مجال نمیدهد...

نه مجال با زبان سخن گفتن و نه مجال با چشم فریاد زدن؛

خیلی زود میترکد...

صدایم میلرزد و چشمانم خیس میشود..

میدانی که.. با چشمان خیس و صدای لرزان که نمیشود سخن گفت..

اما...

"بعضی ها گریه نمی کنند!

از چشم هایشان معلوم است؛

که اشکی به بزرگی یک سکوت،

گوشه ی چشمشان به کمین نشسته..."

و من بارها و بارها با گره خوردن چشمانم با چشمانشان صدایشان را شنیده ام!!

باور کن چشم های بعضی ها با من درد و دل کرده اند!!

 

عشق نوشت:نگاه ها از راز درون سخن می گویند؛

آنچه را که با زبان نمی توان بیان کرد چشمان با جرات تمام می گویند!!



نگاه  

برادرم!...نگاهت!!!     
برادر عزیز
شمایی که پشت هم داد میزنی میگی خواهرم حجابت
شمایی که دم به ثانیه میگی دختر پاک اینه دختر پاک اونه
شمایی که میگی دختر باید چطوری لباس بپوشه
شمایی که میگی چی برا یه دختر چادری خوبه
آره با خود شمام..
برادرم مرد و مردونه یه قولی بهم میدی؟!!
قول میدی که من حجابم درست بود نگاه بد بهم نندازی؟!
قول میدی تو هم نگاهتو کنترل کنی؟!
قول میدی گوش دوستایی که بد به من نگا میکنن بپیچونی؟!
قول میدی اگه من حجابم فاطمی (س)شد شما هم علی(ع) بشی؟!
قول میدی اول خودت یه تکونی به خودت بدی بعد به خواهرت؟!
آره؟؟!!
نگفتی؟؟!!
قول میدی؟؟!!
 
bPRnB
  
پ.ن:خداییش من یکی که دلم خیلی از دست بعضی از این برادرا پره!!!بابا برادر من اینجوری نگاه نکن!!اینجوری تو چشای آدم زل نزن!!!عجبا...


نگاه   , حجاب  

نگاه های پرمهر     

گفتم:سحر چرا اینقدر آرایش میکنی؟!

گفت:خب معلومه!میخوام همه نگاهم کنن،توجه شون به من باشه!!

گفتم:یعنی اگه اینقدر آرایش کنی همه دوست دارن؟!

گفت: همه که نه!ولی پسرا چرا!!! اون یکی ها هم نگاهم میکنن،می گی نه بیا بریم  

بیرون تا نشونت بدم!

چیزی نگفتم و آمدیم بیرون، راستش خجالت میکشیدم درکنارش راه بروم!!

آری!راست میگفت!نگاهش میکردند،اما نگاه ها زمین تا آسمان باهم فرق میکرد...

نگاه هوس آلود مردان هیز و پسرانی که در گوشه ی خیابان صف کشیده بودند فقط به

قصد لذت وشماره دادن و...باقی همه چپ چپ نگاه میکردند و سرشان را تکان میدادند!!

همان لحظه به یاد جمله ای که روی بولتن بسیج مدرسه زده بودند افتادم..

"دخترم!در میان نگاه های پر مهر امام زمان(عج) و نگاه های شهوت آلود پسران کدام را  

میخواهی؟!"


 

عشق نوشت:خدایا شکرت که من عاشق نگاه پرمهر امام زمانم هستم! شکرت که من

نگاه نکردن و سریه زیر بودن نامحرم هنگام حرف زدن بامن را دوست دارم نه نگاه این

مردان هوسران را!



نگاه   , حجاب