بخدا بیرون هیچ خبری نیست!!

خدا بعضی از کفتراشو که خیلی دوست داره،بهشون رخصت میده یه چندصباحی برن و سر و گوشی بجنبونن!

چهارتا دون از زباله دون بخورن،صابون صیاد به تنشون بخوره، سنگ بچه هایی زخمی شون بکنه،سوز سرمایی تنشونو بلرزونه و بی پناهی و آوارگی دلشونو بسوزونه که با پوست و رگ و پی شون بفهمن که "بیرون هیچ خبری نیست."

اینا وقتی برمی گردن،دیگه به هیچ قیمتی از بغل خدا جم نمی خورن.

اونایی که نرفتن،ممکنه گاهی حواسشون پرت بیرون بشه ولی اینایی که گشت هاشونو بیرون زدن و اومدن،شیش دنگ حواسشون به خونه و صاحبخونه است.

  

منبع نوشت:کتاب "طوفان دیگری دیگری در راه است" اثر "سید مهدی شجاعی"

 عشق نوشت:در مسلک ما معنی پرواز چنین است

                                                        با "بال شکسته" به هوای تو پریدن...

 

/ 6 نظر / 34 بازدید
طاها

کوله بارت را ببند... شاید این چند سحر فرصت آخر باشد که به مقصد برسیم! بشناسیم خدا را و بفهمیم که یک عمر چه غافل بودیم.

امين

یک شب قدمی بگذار، بر مردم چشمانم با یاد تو می‌بارد، این دیده‌ی بارانی در آتش دیدارت، می‌سوزم و می‌سازم دلها همه از کف شد، زین غیبت طولانی ــــــــــــــــــــــــــــ خيلي زيبا بود من اين كتاب رو خوندم ولي اين قسمتشو يادم نمونده بود ممنون[گل]

ساحل

سلام گلم. ممنونم که سر زدی چه وب عاااااااااااااالییییی و زیبایی. خوشم اومد من لینکت کردم اونم با افتخاااااااااااااااار اگه لایق دونستی منو لینک کن ممنونم[قلب]

منتظر

عالی...........با اجازه لینکتون کردم...[لبخند][گل][لبخند]